brief معنی کلمه

b

brief : (دیدار، اقامت، مدت) کوتاه

american phonetic : ˈbriːf

british phonetic : briːf

english sentence : we stayed briefly in Ghom and then headed for Kashan

persian sentence : کمی در قم ماندیم و سپس راهی کاشان شدیم

درباره نویسنده

توسط admin

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها