condescend معنی کلمه

c

condescend : افاده کردن، (برتری خود را) به رخ کشیدن، (به طور مصنوعی و زننده) رعایت ادب کردن

american phonetic : ˌkɑːndəˈsend

british phonetic : ˌkɒndɪˈsend

english sentence : he looked at me condescendingly

persian sentence : او نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد

درباره نویسنده

condescend معنی کلمه

c

condescend : افاده کردن، (برتری خود را) به رخ کشیدن، (به طور مصنوعی و زننده) رعایت ادب کردن

american phonetic : ˌkɑːndəˈsend

british phonetic : ˌkɒndɪˈsend

english sentence : once a year, she condescended to visit his slum-dwelling parents

persian sentence : او سالی یک بار با فیس و افاده سراغ والدین کوخ نشینش می‌رفت

درباره نویسنده

آخرین دیدگاه‌ها