consistent معنی کلمه

c

consistent : (شخص) ثابت‌قدم، باثبات، راسخ، پابرجا، منطقی، اصولی، (رفتار، استدلال و غیره) محکم، استوار، منسجم، متین، یکدست، یکپارچه

american phonetic : kənˈsɪstənt

british phonetic : kənˈsɪstənt

english sentence : consistent soil

persian sentence : خاک سفت و به هم چسبیده، کلوخ

درباره نویسنده

توسط admin

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها