consistent معنی کلمه

c

consistent : سازگاری، دمساز، موافق، همساز

american phonetic : kənˈsɪstənt

british phonetic : kənˈsɪstənt

english sentence : a consistent style in painting

persian sentence : سبک نقاشی عاری از بی‌قاعدگی یا تناقض

درباره نویسنده

توسط admin

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها