hang معنی کلمه

h

hang : آویختن، آویزان کردن، بدار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکی شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق

past participle : 12900

simple past : 12900

american phonetic : ˈhæŋ

british phonetic : hæŋ

درباره نویسنده

توسط admin

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها