proctor معنی کلمه

p

proctor : وکیل قانونی، بازرس دانشجویان، متولی، ناظر، نایب،ممتحن، نظارت کردن، بازرسی کردن

american phonetic : ˈprɑːktər

british phonetic : ˈprɒktə

درباره نویسنده

توسط admin

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها