through معنی کلمه

t

through : (با: get) طی کردن، گذراندن، به انجام رساندن

american phonetic : ˈθruː

british phonetic : θruː

english sentence : if you look at the world through the eyes of a biologist

persian sentence : اگر باچشمان یک زیست‌شناس به دنیا نگاه کنی

درباره نویسنده

through معنی کلمه

t

through : (همراه با فعل) از میان، از وسط

american phonetic : ˈθruː

british phonetic : θruː

english sentence : oars cut through the water

persian sentence : پاروها بر آب می‌خوردند و آن را می‌بریدند

درباره نویسنده

آخرین دیدگاه‌ها