through معنی کلمه

t

through : (همراه با فعل) از میان، از وسط

american phonetic : ˈθruː

british phonetic : θruː

english sentence : he crawled through the hole

persian sentence : او با خزیدن از سوراخ رد شد

درباره نویسنده

توسط admin

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها