through معنی کلمه

t

through : از (میان یا سرتاسر و غیره)

american phonetic : ˈθruː

british phonetic : θruː

english sentence : he was looking at me through the window

persian sentence : از پنجره به من نگاه می‌کرد

درباره نویسنده

through معنی کلمه

t

through : (همراه با فعل) از میان، از وسط

american phonetic : ˈθruː

british phonetic : θruː

english sentence : he put a bullet through my hat

persian sentence : گلوله‌ای زد که به کلاهم خورد و از آن رد شد

درباره نویسنده

آخرین دیدگاه‌ها